تبليغاتX
کافه گپ



دستی به تاس گرفت و هردو را مشت کرد و کمی تکان داد و ریز ریخت روی صفحه ی تخته , چشمانش جستجو گرانه پی ِ چرخش دوار و تند تاس ها دوید و تاس ها چرخیدند و رقصیدند و خندیدند و بی واهمه خویش را نقش بر صفحه کردند ... لحظه ای سکوت بود , چشم خیره مانده بود بر واپسین لرزه های تاس های لغزنده بر کف تخته , هیجانی مضطرب در ته ِخیرگی چشم هایش می جوشید ... نگاهش میخکوب شد , دستانش لرزش خفیفی داشت , تاس ها ایستادند , دنیا ایستاد , چشم هایش را بست , لبی جمع کرد  و با آرامشی مرموز زیر لب گفت : " جفت کور " !! 


پی نوشت اهورایی : 

سالها نرد خدائی باختی

این گره را زان گره نشناختی

- پروین اعتصامی -


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 0:30  توسط کافه گپ  | 


این سه تار میان پنجه های تو , تیشه به ریشه ی جانمان است جان دل . هوار کشیدن دارد پنداری میان این دُراّب نوازیت ... فدای آن حس غریبتان , خماری ِ چشم زگریه که هیچ , این شکسته دل بی صاحاب را چه کنیم ؟!


پی نوشت اهورایی :

مطربا نرمک بزن , نرمک بزن  تا روح بازآید به تن

چون زنی بر نام شمس الدین تبریزی بزن

نام شمس الدین به گوشَت بهتر است از جسم و جان

نام شمس الدین چو شمع و جان بنده چون لگن

مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو

بر تن چون جان او بنواز تن تن تن تنن

تا شود این نقش تو , رقصان به سوی آسمان

تا شود این جانِ پاکت , پرده سوز و گام زن

شمس دین و شمس دین و شمس دین می گوی و بس

تا ببینی مردگان رقصان شده , اندر کفن

مطربا گر چه نیی عاشق مشو از ما ملول

عشق شمس الدین کند مر جانت را چون یاسمن

لاله‌ها دستک زنان و یاسمین رقصان شده

سوسنک مستک شده گوید که باشد خود سمن

خارها خندان شده بر گل بجُسته برتری

سنگ‌ها باجان شده با لعل گوید ما و من

- مولانا -


آهنگ بسیار زیبایی از سپیده رئیس السادات

دانلود


* . بابت تاخیر عذر منو بپذیرید .. مدتی نه دستم به قلم می رفت و نه دلم به نوشتن و نه حالم ....از لطف و محبت همیشگی شما هم سپساگزار

*. فرامرز پایور هم رفت و ماماندیم وهزار خاطره ی رنگین دستان اهواریی و آوایی که به جاودان باقی خواهد ماند ... خدایش بیامرزاد




+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 17:21  توسط کافه گپ  |