
مرحمتِ قرارتوستْ آرام ناقراريهايمان ، پرسه درهوايي ملس را مي ماند اين فصاحت كلام ِ آرام كننده و جادوايت ، اما چه كنيم كه دست بزن دارد اين روزگار ....
پی نوشت اهورایی :
خوش برآ با غصه ٬ اي دل كاهل راز
عيش خوش در بوته ي هجران كنند
- حافظ -

از دور نوایی می رسد انگاری ٬ آفتاب ِ آرزو ايستاده بر لبه ي ديوار فردا ، شب هم كه مي رود تا به انتهايِ سياهي ِ مسكوتِ خويش ، تفالی زديم كه اينها خيالْ نباشد در اين تنهايي ِ پُر ، بد هم نيامد ... حالا هرچه هست خیر باشد ...
پی نوشت اهورایی :
بیار باده لعلی که در معادن " روح "
درافکند شررش صدهزار جوش و حریق
دلتنگ رنگْ رنگِ پس پرده اييم استاد ، چشمْ خيره مانده اييم و مبهوت از اين روزگار ... ديواربهانه است ، پنجره هم كه باشد دلتنگ ديدن نخواهيم ماند ...
پی نوشت اهورایی :
خمش باش و درین حیرت فرو رو
بهل اسرار را کاسرار این است
- مولانا -